لعنتی تو با من چیکار کردی که همه ی احساسات من کشته شده
نه از دیدن کیی خوشحال میشم نه حتی از دیدن کسی که ازش متنفر بودم اذیت میشم.
انگار شدم یه ربات .میرم تو جمع های خانوادگی و ... بهشون لبخند میزنم ولی پشت لبخندم هیچی نیست.انگار یک نقابه.
دوسه ماهه به هیچکدوم از دوستام پیام ندادم.حتی اونی ک ۱۸ ساله باهم رفیقیم. چون نمیدونم چی باید بگم بهشون.
چندروزه فهمیدم حتی دیگه به پدر و مادرم هم هیچ حسی ندارم
.
.
.
دختر کوچولوی من اگر بوس و بغل هایگاه و بیگاه تو نبود شاید نسبت به تو هم...
ما را در سایت دسته گل هایی که من به آب میدم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 47